خرید بک لینک
اولين سالي كه اين روز رو بهت تبريك گفتم خوب يادمهحتي متني كه نوشته بودمم يادمهسال بعدش همون متن رو برات كپي كردم و دوباره فرستادماما نميدونم چرا يهو پاك شديعني تو پاكش كرديهيچوقتم دليلشو بهم نگفتيالان

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

همیشه آرزوم بود بیای همو ببینیمومن شب قبل از اومدنت بیام اینجا و این شعر رو پست کنم:..امشب دلم می خواد تا فردا می بنوشم منزیباترین جامه هایم را بپوشم منبا شوق رویت باغچه هامونو صفا دادمامشب تا می شد گ

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

لعنت به هرچي دل...

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

ديدي گاهي اوقات يه دنيا حرف داري اما نميتوني حرف بزنيدلت ميخواد فقط نگاش كتي!نگاش كني و اون خودش تو چشمات همه حرفاتو بخونه...هه...دقيقا همون حس و حال رو دارم!!!يه دنيا حرف دارماما نميدونم چي بگم...دلم

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

عشقی که بعد از صد سال بازم

مثل روزای اولش بجوشه خوبه

از کل دنیا کنج دل تو

جای من تنها همین یه گوشه خوبه

هرجور باشی دوستت دارم

مجبورم از دستت ندم چون زندگیمی

با من بساز و دنیامو نسوزون

هرجور میتونی بمون یار قدیمی

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

تموم دين و ايمون و مردونگي و اعتقادات و دار و ندارم و همه چيزمو ازم گرفتي!

همه چيزمو...

لعنت به توي نامرد

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند وان که اين کار ندانست در انکار بمانداگر از پرده برون شد دل من عيب مکن شکر ايزد که نه در پرده پندار بماندصوفيان واستدند از گرو مي همه رخت

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

زندگيم مثل يه قفس شده...

اين جمله رو زياد شنيده بودم

اما هيچوقت اينجوري دركش نكرده بودم

برچسب: نویسنده: بردیا صفری تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 15:28

صفحه بندی